1- از 12 تا 18 اردیبهشت 89 اعضای شورای مرکزی (هیأت مدیره) کانون معلمان و فعالان صنفی به نشانه اعتراض به احکام غیر قانونی اعدام و حبس غیر قانونی همکاران و در روز 12 اردیبهشت عموم همکاران اعتصاب غذای کامل خواهند نمود.

از امروزصبح 89/1/18 محمود بهشتی لنگرودی،سخنگوی کانون صنفی معلمان، به اعتصاب غذای نامحدود دست زد. این اعتصاب غذا در اعتراض به شرایط ناگوار معلمان دربند: رسول بداقی، محمد داوری،هاشم خواستار و ...صورت می گیرد؛معلمان مظلومی که ماه هاست در زندان بسر می برند و از حقوق قانونی و شرعی خویش محرومند. معلمانی که خانواده هایشان در رنج و اضطرابند و فریادشان از این ستم، گوش شنوایی نمی یابد! اعتراض به دیدگان به راه "شکیبا و ستایش و شبنم" بداقی، کودکان خردسال رسول؛ همدردی با پیرزنی کهنسال، که برای دیدن فرزند فرهنگی خویش،محمد داوری، بایستی ساعت ها رنج سفر از خراسان، بر جان بخرد تا شاید رخصت دیداری بیابد. اعتراض به اندوه مادر فرزاد کمانگر،که چهار سال است با حکم دهشتناک اعدام فرزند دلبند خویش،دست به گریبان است. همراهی با هاشم خواستار،معلم بازنشسته ای که همچون مجرمی خطرناک،با دست بند و پابند به دادگاه برده شده است.
اکنون که سیزده روز از روزه ی سیاسی رسول بداقی در زندان اوین می گذرد، محمود بهشتی نیزبا اعتصاب غذای کامل خویش، به او پیوسته است ؛باشد ندای مظلومیت معلمان دربند، بلندترشنیده شود.
دادگاه انقلاب در حکمی عبدالرضا قنبری، معلم
دبیرستان یکی از مدارس پاکدشت و استاد دانشگاه را به اعدام محکوم کرد.
قاضی صلواتی، قنبری را تحت عنوان محاربه از طریق ارتباط با گروه های معاند
که از مصادیق این موضوع داشتن ایمیل های مشکوک و ارتباط با یکی از رسانه
های تلویزیونی خارج از کشور می باشد،به اعدام محکوم کرد.براساس این
گزارش،این معلم که بیش از 14 سال در مدارس و دانشگاه سابقه تحصیل دارد،روز
24 دی سال گذشته توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود.
...آقای خواستار بازنشستهی آموزش و پرورش است. ۵۷
سال سن دارد، آرتروز زانو، ناراحتی گوارشی و دنداندرد دارد. زمانی که
اولین بار او را دستگیر کردند، دنداناش را پانسمان کرده بود که پر کند.
اما بعد از این که دستگیر شد، در زندان هیچ اقدامی برای این دندان نکردند.
هرچه نامه نوشتم و پیگیری کردم که بگذارند دنداناش را پر کند که از بین
نرود، نتیجه نداد... از ناراحتی گوارشی هم شدیداً رنج میبرد. در زندان
تغذیهی مناسبی ندارد و اجازه نمیدهند از خانه هم هیچ مادهی غذایی به
زندان فرستاده شود... یک بار که آقای خواستار به خانه زنگ زده بود، ما در
خانه دعای کمیل داشتیم و چندنفر از همکارهای ایشان در منزل ما بودند. ما
تلفن را روی آیفون گذاشتیم و ایشان با همکاراناش صحبت کرد. گفتند این
جرم بوده و نباید از زندان با دوستان و همکاراناش صحبت میکرده و به همین
خاطر اجازه هم نداشته تا دو هفته به خانه زنگ بزند...